على ربانى گلپايگانى

427

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اولا از طريق تماس مستقيم ذهن پديد نيامده‌اند . ثانيا هريك از آنها عنوان خاص براى مجموعه خاصى از موجودات خارجى نيستند ، مثلا عنوان علت يا معلول بر همه يا اكثر واقعيت‌هاى خارجى منطبق مىگردند ، در حالى كه مثلا مقوله جوهر تنها بخش كوچكى از موجودات را شامل مىشود . ثالثا ، انطباق آنها بر مصاديق خارجى خود ، از قبيل انطباق ماهيت نيست و ذات و ماهيت آنها را بيان نمىكند ، بلكه بيانگر خصوصيت و حكم وجودى آنها است . و به اين دليل مربوط به فلسفه مىباشند كه پيرامون وجود و احكام و خواص عام وجودى بحث مىكند . 4 - تاريخ طرح اين مسأله در فلسفه در مورد تاريخ طرح مسائل فلسفى دو نكته را بايد از يكديگر جدا كرد يكى اينكه آن مسأله در چه دوره‌هايى از تاريخ فلسفه مورد توجه بوده ، و در كلمات فلاسفه از آن ياد شده است ، البته نه به صورت يك بحث خاص و با عنوان مشخص ، بلكه تنها به مناسبتهايى مطرح گرديده و در حد همان مناسبت ، مورد توجه قرار گرفته است و ديگرى طرح مشخص مسأله با عنوان خاص و در حد يك مسأله فلسفى مستقل . اين مطلب را در گذشته راجع به مسأله اصالت وجود و وجود رابط و رابطى ( فى غيره و فى نفسه ) نيز يادآور شديم . و اكنون با توجه به مطلب ياد شده در مورد تاريخ طرح اين بحث در فلسفه متذكر مىشويم كه : تاريخ طرح غير مشخص اين مسأله در فلسفه اگرچه دقيقا معلوم نيست ، ولى اين مقدار روشن است كه لااقل در كلمات قدماى فلاسفه اسلامى نظير شيخ الرئيس مطرح گرديده است ، البته آنچه بيشتر در كلمات آنان به چشم مىخورد اصطلاح معقولات اولى ، و معقولات ثانيه منطقى است ، مثلا شيخ در تعليقات چنين